لیلةالقدر و یوم الله را مراتب و مظاهر بسیار است؛

چنانکه همه حقایق نظام هستی بدین منوال اند.
 
 

 
تاريخ سرودن شعر : چهارم محرم 1391
طایر قدسی
الا اي طاير قدسي در اين ويرانه برزنهابسي دام است و ديو و دد بسي غول است و رهزنها
در اين جاي مخوف اي مرغ جان ايمن كجا باشيگذر زين جاي ناامن و نما رو سوي مأمنها
در اين كوي و در اين برزن چه پيش آمد ترا رهزنبه يك دو دانه ارزن فرو ماندي زخرمنها
در اين لاي و لجنها و در اين ويرانه گلخنهاشد از ياد تو آن روح و ريحان و باغ و گلشنها
سحرگاهی که می آید نسیم کوی دلدارتترا باید که بر کویش بود هر دم نشیمنها
حجاب دیده دل گرددت آمال دنیاویکجا دیدن توانی تا بود اینگونه دیدنها
همه خوهای ناپاکت ترا گردند اژدرهاترا گردند نشترها ترا گردند سوزنها
زدا لوح دلت از تیرگیهای هواهایتکه تا افراشتگان در جان تو سازند مسکنها
ترا از دست تو سور است و فرجاه است و آرامیترا از دست تو سوز است و فریاد است و شیونها
یکی شمس حقیقت می درخشد در همه عالمتعینهای امکانی بود مانند روزنها
نه جان اندر بدن باشد که آن روح است و این جسم استبود از پرتو انفس بقای صورت تنها
چو باشد عالم دانی مثال عالم عالیهمی دانی که هر چیزی برای اوست مخزنها
بجز یکتا جمال حسن مطلق نیست در هستیحسن را چشم حق بین است و حق گویند روشنها
 
كپي رايت © 1388 - پايگاه علمي، فرهنگی تجلّی ملکوت - مرجع آثار حضرت استاد علامه حسن زاده آملي